مرتضى مطهرى
71
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- به هر حال سخن مرحوم آخوند اين است : شماى شيخ از حركت انتظار داريد كه به صورت يك امر متصل در جميع اجزاى زمان وجود داشته باشد يعنى به تمام اجزايش در تمام زمان حركت وجود داشته باشد . شك ندارد كه حركت به اين نحو وجود ندارد و ما از حركت چنين انتظارى هم نداريم . مثل همان حرفهايى كه خودتان مىگوييد كه كسى از اينكه مضاف « 1 » وجود دارد نبايد آن نحوهء وجود را انتظار داشته باشد كه از كيفيات انتظار دارد و از وجود عرض هم نبايد آن معنى را انتظار داشت كه از وجود جوهر انتظار مىرود . حركت ، به معنى امر ممتد و متصلِ منبسط به انبساط زمان است و هر جزئش در جزئى از زمان واقع مىشود . به آن معنا كه زمان معدوم است حركت هم معدوم است ، ولى زمان در ظرف خودش كه معدوم نيست در ظرف زمانِ بعد معدوم است . هر جزء حركت هم در ظرفِ آن جزء بعدش معدوم است و اين ضررى نمىزند . پس آن بيانى كه شيخ كرد براى اينكه حركت قطعى در اعيان وجود ندارد مردود است . ايراد ديگر مرحوم آخوند بر شيخ بعد مرحوم آخوند مىگويد عجيب است كه اين حرف را كسى مىزند كه زمان را امرى حقيقى مىداند . مىدانيد كه بحثى است راجع به زمان كه آيا زمان وجود عينى دارد يا وجود ذهنى ؟ مخصوصاً در ميان فلاسفهء غرب كسانى بودهاند و هنوز هم هستند كه زمان را امرى ذهنى مىدانند . يكى از نظريات كانت فيلسوف معروف آلمانى اين است كه زمان در خارج وجود ندارد و ساختهء ذهن است . ولى شيخ به اين مطلب تصريح مىكند كه زمان به صورت حقيقتى كه خود به سنين و شهور و ايام و ساعات تقسيم مىشود در خارج وجود دارد . از شيخ مىپرسيم زمان چيست ؟ مىگويد زمان مقدار حركت است . مقدار كدام .
--> ( 1 ) . [ به معناى « مضاف حقيقى » . ]